اینجــا به دل سپردن من گیر داده اند
مشتی اجل به بردن من گیر داده اند
اینجا همیشه آب تکان می خورد از آب
اما بـــه آب خوردن من گیـــــر داده اند
مانند شمع در غم تو آب می شوم
مردم به فرم مردن من گیر داده اند
ادامه شعر در ادامه مطلب...
بهشت از دست آدم رفت
از اون روزی که گندم خورد
ببین چی میشه اون کس که
یه جو از حق مردم خورد
ترانه سرا: روزبه بمانی
تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد
خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد
من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا
بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد
آهنگساز: علیرضا افکاری
ترانه سرا: افشین مقدم تنظیم: سعید زمانی
کیفیت 320
متن آهنگ در ادامه مطلب...
نه .. من نمی تونم ! نخواه از من !
پیشم نیا وقتی که تب داری!
اونقدر ارزش داره این احساس
که تن ندم آسون به هر کاری!
من سخت معصومانه می خوامت
دنیام امنه تا تو نزدیکی
ما هر دو می سوزیم .. می ترسم
از پله هایی رو به تاریکی!
...
با اینکه دلگیری ولی خوبی یاد خودم میوفتم از عطرت میچسبه پاییز طلایی با موسیقی بارونی و چترت با اینکه زیبایی ولی تلخی اما یه تلخی مثل نسکافه هر وقت هستی با خودم میگم حتما خدا این دور و اطرافه یاد یه شعر تازه میوفتم وقتی سرت توی کتاباته
قول دادم که در اندیشه ی خود حبس شوم
علیرضا آذر
ترانه سرا و ملودی : شورا کریمی
تنظیم : یاشا یسربی
متن ترانه در ادامه مطلب...
ما هر دو درد مشترک هستیماز عشق و لبخندها جدا هستیم
ما هر دو می سوزیم تقدیر استتقویم ما صد ساله غمگین است