💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
به دفتر خاطرات مجازی من خوش آمدید

سه‌شنبه 27 آبان 1404 ساعت: 18:24
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

دختر کوچه‌های اردیبهشت

دختر کوچه های اردیبهشت

میوه‌ی ممنوعه‌ی باغ بهشت

من، من خرابت شدم از روزی که

گفتی سیب و سرنوشتم را نوشت

.

معین کریمی

 

تاریخ انتشار ۲۰ اردیبهشت ۹۶




سه‌شنبه 02 خرداد 1402 ساعت: 13:03
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

غزل مثنوی اعتراضی از بیداد خراسانی + ویدئو

امیرحسین خوشنویسان ملقب به بیداد خراسانی این غزل مثنوی را در سال 1391 در انجمن شعر امیرکبیر خوانده است

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است 
اما چه سود، حاصل گل‌های پرپر است! 
شرم از نگاه بلبل بی‌دل نمی‌کنید 
کز هجر گل نوای فغانش به حنجر است؟! 
از آن زمان که آیینه‌گردان شب شُدید 
آیینه دل از دَم دوران مکدر است 
فردایتان چکیده امروز زندگی است 
امروزتان طلیعه فردای محشر است 
وقتی که تیغ کینه سر عشق را برید 
وقتی حدیث درد برایم مکرر است 
وقتی ز چنگ شوم زمان، مرگ می‌چکد 
وقتی دل سیاه زمین جای گوهر است 
وقتی بهار، وصله ناجور فصل‌هاست 
وقتی تبر، مدافع حق صنوبر است 
وقتی به دادگاه عدالت، طناب دار 
بر صدر می‌نشیند و قاضی و داور است 
وقتی طراوت چمن از اشک ابرهاست 
وقتی که نقش خون به دل ما مُصور است 
وقتی که نوح، کشتی خود را به خون نشاند 
وقتی که مار، معجزه یک پیامبر است 
وقتی که برخلاف تمام فسانه‌ها 
امروز، شعله، مسلخ سرخ سمندر است 
از من مخواه شعرِ تر، ای بی‌خبر ز درد! 
شعری که خون از آن نچکد ننگ دفتر است! 
ما با زبان سرخ و سر سبز آمدیم 
تیغ زبان، بُرنده‌تر از تیغ خنجر است 
این تخته‌پاره‌ها که با آن چنگ می‌زنید 
ته‌مانده‌های زورق بر خون شناور است 
حرص جهان مزن که در این عهد بی‌ثبات 
روز نخست، موعد مرگت مقرر است 
هرگز حدیث درد به پایان نمی‌رسد 
گرچه خطابه غزلم رو به آخر است

بقیه در ادامه مطلب




سه‌شنبه 01 آذر 1401 ساعت: 07:15
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

آهنگ مهدی یراحی به نام سرود زندگی + متن ترانه

سخت هراسیده ای از دل یک رنگ ما

شرح شجاعت بخوان از خط آهنگ ما

ای زده چنگی به ننگ تکیه به اورنگ ما

شیشه در آورده ای تا شکنی سنگ ما

دانلود و بقیه متن در ادامه مطلب...




دوشنبه 16 آبان 1401 ساعت: 06:05
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

دانلود آهنگ Musa Eroğlu به نام Telli Turnam

Telli turnam selam gotür

(درنا) عشق موپریشان من سلام منو ببر

Sevgilimin diyarına

به دیار عشقم

لینک دانلود و ادامه متن در ادامه مطلب...




شنبه 30 مهر 1401 ساعت: 14:04
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

غزل حس و حال همه ثانیه ها ریخت به هم از امید صباغ نو

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم

شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید

آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!

روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد

سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم

در کنـــار تــــو  قدم  مــــی زدم  و دور و بـــرم

چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم

روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند

سینه ها پــاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم

پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه

شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم

بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند

دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم

من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!

پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟

امید صباغ نو




چهارشنبه 20 مهر 1401 ساعت: 10:19
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

ترانه ی "سرود زن" اثر مونا برزویی

به نام تو، که اسم رمز ماست

شبِ مهسا، طلوع صد نداست

بخوان، که شهر، سرودِ زن شود

که این وطن، وطن شود

شباهنگام، میان کوچه‌هاست

به در کوبد، که «نوبت شماست»

برادرم، که سنگر من است

چو سایه‌سارِ روشن است

دویدنش، فراخ سینه‌اش

چو جان‌پناه و مأمن است

بر تنِ شاهدان، تازیانه می‌زنند

این ز جان خستگان، پاره تن من‌اند

به جای او، به قلب من بزن

جهان، ترانه می‌شود

امان بده، ببوسمش به خون

که جاوِدانه می‌شود

بسته بالای سر گیسوان چه هیبتی‌ست!

کشته‌اند هر که را راوی جنایتی‌ست

سفر چرا؟ بمان و پس بگیر

ز جورشان نفس بگیر

بخوان، که شهر، سرودِ زن شود

که این وطن، وطن شود

مونا برزویی




چهارشنبه 06 مهر 1401 ساعت: 10:00
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

شعر سپید "کاج های زیادی بلند..." از سهراب سپهری

کاج‌های زیادی بلند.
زاغ‌های زیادی سیاه.
آسمانِ به اندازه آبی.
سنگچین‌ها، تماشا، تجرد.
کوچه‌باغ‌ فرا رفته تا هیچ.
ناودان‌ِ مزین به گنجشک.
آفتابِ صریح.
خاکِ خوشنود.
چشم تا کار می‌کرد
هوش پاییز بود.
ای عجیب قشنگ !
با نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ،
چشم‌هایی شبیه حیای مشبک،
پلک‌های مردد
مثل انگشت‌های پریشان خواب مسافر !
زیر بیداری بیدهای لب رود
انس
مثل یک مشت خاکستر محرمانه
روی گرمای ادراک پاشیده می‌شد.
فکر
آهسته بود.
آرزو دور بود
مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند.

در کجاهای پاییزهایی که خواهند آمد
یک دهان مشجر
از سفرهای خوب
حرف خواهد زد؟

سهراب سپهری




چهارشنبه 06 مهر 1401 ساعت: 09:49
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام حیف + متن آهنگ

قصه ی بودنِ من

قصه یِ تکراری بود

شب و روزم مثلِ آسمونِ

رگباری بود

من واسه خودم که زندگی نکردم هیچوقت

زندگی نکردنِ من همیشه اجباری بود

بقیه در ادامه مطلب + دانلود




چهارشنبه 06 مهر 1401 ساعت: 09:27
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

شعر سپید "زندگی باید کرد" از سهراب سپهری

زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کم رنگ
زندگی باید کرد
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد
گاه با سایه ابری سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید رویید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم
روزگارت آرام

سهراب سپهری




چهارشنبه 06 مهر 1401 ساعت: 09:19
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

غزل "شمعی فروخت چهره که..." از استاد شهریار

شمعی فروخت چهره که پروانه تو بود

عقلی درید پرده که دیوانه تو بود

خم فلک که چون مه و مهرش پیاله هاست

خود جرعه نوش گردش پیمانه تو بود

پیرخرد که منع جوانان کند ز می

تابود خود سبو کش میخانه تو بود

خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر

ته سفره خوار ریزش انبانه تو بود

تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل

هر جا گذشت جلوه جانانه تو بود

دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو

مرغان باغ را به لب افسانه تو بود

هدهد گرفت رشته صحبت به دلکشی

بازش سخن ز زلف تو و شانه تو بود

برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک

کورا هوای دام تو و دانه تو بود

بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز

هر چند آشنا همه بیگانه تو بود

همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار

تا بانک صبح ناله مستانه تو بود

شهریار




کد پربازدیدترین



اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک اکانت ما در اینستاگرام اکانت ما در Pinterest کانال ما در تلگرام