نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا
به دفتر خاطرات مجازی من خوش آمدید

شنبه 09 تیر 1397 ساعت: 01:36
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

معین کریمی / یک عشق

ما هر دو درد مشترک هستیم
از عشق و لبخندها جدا هستیم


ما هر دو می سوزیم تقدیر است
تقویم ما صد ساله غمگین است


ادامه شعر در ادامه مطلب...


ما هر دو درد مشترک هستیم
از عشق و لبخندها جدا هستیم


ما هر دو می سوزیم تقدیر است
تقویم ما صد ساله غمگین است


این بغض های در گلو مانده
راه هزاران حرف را بسته


ما هر دو با خود هم، غریب بودیم
با اینکه از فاصله دور بودیم


ما بین ما یک عشق کمتر بود
ما بین ما چیزی بجز ما بود


من مثل شمعی در کنار تو
اما تو پروانه به سوی گل


زخم های توی سینه ام کم بود؟
زخم زبونات دیگه کافی بود


تو مثل برگی توی باد بودی
کاش می فهمیدم اشتباه بودی


کاش می دونستم مرهم نمیشی
کاش می دونستم دردم نمیشی


کاش اون روز چشمامو می بستم
کاش اسمتو از یاد می بردم

معین کریمی / یک عشق




کد پربازدیدترین



اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک اکانت ما در اینستاگرام اکانت ما در Pinterest کانال ما در تلگرام