💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
به دفتر خاطرات مجازی من خوش آمدید

شنبه 30 تیر 1397 ساعت: 09:56
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

صبح بخیر از شمس لنگرودی

می‌سوزم و عطر یادهای تو را می‌دهم

عطر بال پرنده‌ای تازه سال

که به اشتیاق قوس قزح پر گرفت

و به خانه خود برنگشت

یادهای تو دریاست

و من نهنگ گمشده‌ای

که در پی قویی

در جویی غرق شد

یادهای تو بارانی سرکش است

که به اشتیاق دهانم مست می‌کند

و سر

به شیشه آسمان می‌کوبد،

صبحی ژاله بار است

که می‌بارد بر من

بیدارم می‌کند

و آفتاب

چشم گشوده به من

صبح بخیر می‌گوید

محمد شمس لنگرودی





کد پربازدیدترین



اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک اکانت ما در اینستاگرام اکانت ما در Pinterest کانال ما در تلگرام