نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا
به دفتر خاطرات مجازی من خوش آمدید

یکشنبه 25 شهریور 1397 ساعت: 10:49
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

چند رباعی عاشقانه از حسین سلیمی

اندوه جدایی و فراغت نصیب من / آسایش و لبخند فراقت نصیب تو ! 
هم وصل محال است و هم از یاد بردنت / ای "آشناترینِ غریب" و غریبه تو

بقیه در ادامه مطلب...


اندوه جدایی و فراغت نصیب من / آسایش و لبخند فراقت نصیب تو ! 
هم وصل محال است و هم از یاد بردنت / ای "آشناترینِ غریب" و غریبه تو


لب های سرخ تو که بوی سیب می دهند / آخر مرا ز باغ بهشتم برون کند
بگذار تماشای گیسوانت ای "نسیم" / بار گناه من شرر شرر فزون کند


به زیر سایه ات پیرم کن ای دوست / از آن شهد لبت سیرم کن ای دوست
برای من دگر پرواز کافی است / در آغوشت زمین گیرم کن ای دوست


بیچاره دلم مدام مدهوش تو بود / دیوانه ی ظاهر سیه پوش تو بود
مأوای منِ عاشقِ تنها و غریب / آغوش تو، آغوش تو، آغوش تو بود

 

حسین سلیمی




کد پربازدیدترین



اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک اکانت ما در اینستاگرام اکانت ما در Pinterest کانال ما در تلگرام