💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
به دفتر خاطرات مجازی من خوش آمدید

یکشنبه 25 شهریور 1397 ساعت: 10:49
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

چند رباعی عاشقانه از حسین سلیمی

اندوه جدایی و فراغت نصیب من / آسایش و لبخند فراقت نصیب تو ! 
هم وصل محال است و هم از یاد بردنت / ای "آشناترینِ غریب" و غریبه تو

بقیه در ادامه مطلب...


اندوه جدایی و فراغت نصیب من / آسایش و لبخند فراقت نصیب تو ! 
هم وصل محال است و هم از یاد بردنت / ای "آشناترینِ غریب" و غریبه تو


لب های سرخ تو که بوی سیب می دهند / آخر مرا ز باغ بهشتم برون کند
بگذار تماشای گیسوانت ای "نسیم" / بار گناه من شرر شرر فزون کند


به زیر سایه ات پیرم کن ای دوست / از آن شهد لبت سیرم کن ای دوست
برای من دگر پرواز کافی است / در آغوشت زمین گیرم کن ای دوست


بیچاره دلم مدام مدهوش تو بود / دیوانه ی ظاهر سیه پوش تو بود
مأوای منِ عاشقِ تنها و غریب / آغوش تو، آغوش تو، آغوش تو بود

 

حسین سلیمی




کد پربازدیدترین



اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک اکانت ما در اینستاگرام اکانت ما در Pinterest کانال ما در تلگرام