💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
به دفتر خاطرات مجازی من خوش آمدید

سه‌شنبه 17 مهر 1397 ساعت: 00:22
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

چند سالی ست که تکلیف دلم روشن نیست از عبدالجبار کاکایی

چند سالی ست که تکلیف دلم روشن نیست

جا به اندازه ی تنهایی من در من نیست

چشم می دوزم در چشم رفیقانی که

عشق در باورشان قد سر سوزن نیست

بقیه شعر در ادامه مطلب...

چند سالی ست که تکلیف دلم روشن نیست

جا به اندازه ی تنهایی من در من نیست

چشم می دوزم در چشم رفیقانی که

عشق در باورشان قد سر سوزن نیست

دست برداشتم از عشق که هر دست سلام

لمس آرامش سردی ست که در آهن نیست

حس بی قاعده ی عقل و جنون با من بود

درک این حال به هم ریخته تقریبا نیست

سال ها بود ازین فاصله می ترسیدم

که به کوتاهی دل کندن و دل بستن نیست

رفتم از دست و به آغوش خودم بر گشتم

جا به اندازه ی تنهایی من در من نیست

عبدالجبار کاکایی




کد پربازدیدترین



اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک اکانت ما در اینستاگرام اکانت ما در Pinterest کانال ما در تلگرام