نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا
به دفتر خاطرات مجازی من خوش آمدید

یکشنبه 22 مهر 1397 ساعت: 23:30
نویسنده : mkgallery ارسال نظر(0)

معرفی کتاب یلدا م. مودب پور

توصیه می شود این رمان را از دست ندهید در ادامه خلاصه ای از متن کتاب را خواهید خواند

در بخشی از این رمان می خوانید:«سیاوش- از یلدا خبر نداری؟ نیما – چرا، بابام صبحی می گفت: برم هندونه و انار و آجیل بخرم واسه یلدا … – شب یلدا رو نمی گم دیوانه!! یلدا رو می گم !! … از دیشب تا حالا ندیدیش ؟!… – آهان !! حالا اگه بگم می گی دارم منت سرت می ذارم !!… – جون من دیدیش ؟!.. – تلسکوپه یادته !؟… دبیرستان بودیم خریدمش آ !!؟… – آره …آره … خب!؟… – رفتم از تو خرت و پرتام درش آوردم !!…. – خب !!؟؟… – به جون تو از دیشب که رفتم خونه تا ساعت پنج شیش صبح داشتم رصدش می کردم ؟!… – دیگه رصد دونم دراومد از بس چشم انداختم تو سوراخ تلسکوپ وامونده !!… – با تلسکوپ تو اتاق یلدا رو نگاه کردی ؟! … – خب آره دیگه !! … چشمام که اشعه مادون قرمز نداره تو تاریکی چیزی ببینه !!… – تو غلظ کردی تو اتاق یلدا رو نگاه کردی !!.. – پس بعدش چه اخباری رو واسه شما نقل کنم؟ – اتاقش رو اصلا نگاه نکن !!.. حالا احیانا اگه مثلا اومد تو حیاط و چشم تو بهش افتاد ، عیبی نداره که یه نگاه بکنی و به من بگی !!… – اینطوری نمی شه برادر … دست و بال محقق و پژوهشگر را نباید بست !!… غیرت قبول نمی کنه ! بگو ما پژوهش رو بذاریم کنار!!… – اصلا لازم نکرده – نکرده که نکرده !!!… – حالا اونا که دیشب دیدی رو بگو ببینم !!… – تو انگار یه چیزت می شه ها !!… – لوس نشو بگو دیگه … – یادداشت کن !!… ساعت سه بامداد سوژه یه غلت زد و یه خمیازه کشید !!… ساعت چهار بامداد سوژه یه غلت ، یه سرفه و احیانا یه حرکت مشکوک ، که به دلیل بعد مسافت ، صدای حرکت مشکوک شنیده نگردید !!.. توضیح اینکه برای ادامه تحقیق مجوز استراق سمع ضروری است !!!… ساعت پنج بامداد …. – زهر مار … بی ادب بی تربیت !!… داری چرت و پرت می گی !!؟… – مرتیکه ساعت سه بعد از نصف شب ، گشت امداد و کمک رسانی و دستگیری از دختران فریب خورده شهر تموم شد و اومدم خونه !!… اون وقت شب یلدا هفت پادشاه رو خواب دیده !!… دیگه چی شو زیر نظر بگیرم !!؟

نویسنده: م.مودب پور        ناشر: نیریز         سال نشر: 1389





کد پربازدیدترین



اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک اکانت ما در اینستاگرام اکانت ما در Pinterest کانال ما در تلگرام