
با تیک و تاک ساعت دیواری در زیر شیروانی مطرودم
دنبال موش های ولنگار و سرگرم لمس ذهن خودم بودم
از خرت و پرت های پدر جدم تا کفش های چرمی آقاجان
از تاس و تخت نرد فراموشم تا پوکه های برنو باقرخان
از بند و بسمه های مش ِ لیلا تا توپ آج کوچک مروارید
از عاشقانه های خودم با خود، تا نامه های بسته در تبعید
گاهی صدای خش خش دندان ها گاهی صدای زوزه لولاها
یک عالمه خیانت مجنون بود، در ارتباط ساده ی لیلاها!
بقیه در ادامه مطب...